سفارش تبلیغ
صبا ویژن

جزین یادش بخیر

جزین  شهر خاطره های دور ...

روزگار کودکی و فصل باران در جزین یادش بخیر
موسم و فصل بهاران درجزین یادش بخیر

یاد دورانی که خشکسالی نبود در شهر ما
شرشر آب و صفای چشمه ساران در جزین یادش بخیر

چشمه ها پر آب و رود جاری و صحرا لاله زار
خاطرات کودکی و شعر باران یادش بخیر

می پریدیم از سر جو همچو طفل گیلکی

دور می گشتیم زخانه زیر باران درجزین یادش بخیر

نهرها جاری هوا خوب ودرختان پر ثمر
برکه ها سر شار آب از جویباران درجزین یادش بخیر

درختان میوه وه چه زیبا بود و سر سبز و قشنگ

عصر ها و باد و رقص شاخساران درجزین یادش بخیر

هر طرف رو می نمودی چشمه بود و آب و سر سبزی و گل
برکه آب و شنای نونهالان درجزین یادش بخیر

از فراز تپه ها بس دیدنی و باصفا بود شهر ما
راه رفتن در میان سبزه زاران درجزین یادش بخیر

کوه شب همچون گلستان بر فراز شهر ما
معدن جود و کرم بود طی دوران درجزین یادش بخیر
روزگاری خوان نعمت بود جزین از هر نظر
گندم و میوه بود فراو ان در جزین یادش بخیر

رزق مردم بسته بر لطف خدا بود وتلاش بی دریغ
همت و عزم وتکاپوی جوانان درجزین یادش بخیر

نان گندم ماست و خرما با پیاز و هومشه
سادگی سفره و لطف فراوان در جزین یادش بخیر

خرمن و مشتو وپفتل هیخ و مشک و شیر پری

وحدت و همبستگی در جمع یاران در جزین یادش بخیر

فصل سرما دور کادونگ خانه های کاهگلی

غل غل پاتیل خندل قصه مادر بزرگان درجزین یادش بخیر

موج می زد زندگی هر صبح زود در کوچه ها
بوی نان گرم  صبحگاهان در جزین یادش بخیر

خواب صبح معنا نداشت حتی برای کودکان

قد قدمرغ و خروس و جنب و جوش دامداران در جزین یادش بخیر






تاریخ : پنج شنبه 94/2/3 | 12:3 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروز | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


کد موسیقی برای وبلاگ